الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

525

أصول الفقه ( فارسى )

آيا بايد لباس را آب بكشم ؟ فرمود : همان ناحيه‌اى از لباس را كه قطعا ديده‌اى نجاست به آن اصابت كرده ، آب مىكشى تا اينكه يقين به طهارت پيدا كنى . گفتم : اگر شك داشتم كه نجاستى به لباسم اصابت كرده يا نه ، آيا لازم است آن را مورد تفحص قرار بدهم ؟ فرمود : خير ! و لكن شما مىخواهى شكّى را كه در درونت پيداشده ، بر طرف كنى . عرض كردم : اگر در حال نماز ، نجاست را در لباسم مشاهده كنم ؟ ( حكم چيست ؟ ) فرمود : اگر نخست شك در نجاست داشته‌اى و سپس آن را مشاهده كرده‌اى نماز را قطع مىكنى و سپس آن را اعاده مىكنى . و اگر شك نكرده‌اى و نجاست را به صورت تازه ديده‌اى نماز را قطع مىكنى و آن را مىشويى و سپس نماز را دوباره مىخوانى ، چون شما چه مىدانى ، شايد اين نجاست ، چيزى است كه بر تو واقع شده است . و شما نبايستى يقين را با شك نقض كنى » پايان حديث . * * * و استدلال بر مطلوب ( حجيت استصحاب ) در دو فراز بلكه سه فراز اين حديث است : ( فراز اوّل ) : قول حضرت است كه مىفرمايد : « لانك كنت على يقين من طهارتك فشككت . . . . » تا آخر كلام . استدلال بر اين اساس است كه مراد از يقين به طهارت ، يقين به طهارتى است كه قبل از گمان بردن به نجاست ، موجود است . و همين معناست كه از ظاهر روايت بدست مىآيد . و احتمال بعيدى است كه مراد از يقين ، يقين به طهارتى باشد كه بعد از گمان اصابهء نجاست و بعد از جستجوى نجاست حاصل مىشود ، يعنى زمانى كه مكلّف مىگويد : نگاه كردم و چيزى نديدم ، بنا بر اينكه عبارت « چيزى نديده‌ام » تعبير ديگرى از يقين به طهارت باشد . و بنا بر اين احتمال ، مفاد روايت ، « قاعدهء يقين » خواهد بود نه « قاعدهء استصحاب » . چون در اين صورت ، معناى عبارت « فرأيت فيه » جانشين شدن يقين به نجاست بجاى يقين به طهارت است . و علت بعيد بودن اين احتمال اين است كه در عبارت « و لم أر شيئا » هيچ ظهورى نيست كه بعد از مشاهده و تفحص ، يقين به طهارت حاصل شده است . ( فراز دوم ) قول پايانى حضرت است كه فرمود : « فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشك » و دلالت اين فراز نيز همچون فراز اول - بنا بر آنچه در روايت صحيحهء ( اول گذشت - روشن است و آنچه گذشت اين بود كه « ال » در كلمهء « اليقين » براى جنس يقين - بما هو يقين - است . و اين معنا در اين روايت ، ظاهرتر از روايت صحيحهء اول است .